روزی معلم مرا به گردش بُرد و دستم را زیر شیر آب قرار داد. همان طور
را روی دست دیگرم هجی کرد. » آب « که مایع خنک روی دستم می ریخت، کلمۀ
از آن زمان، حس کردم که از تاریکی و بی خبری بیرون آمده ام و رفته رفته همه
چیز را در روشنایی خاصی می بینم.
داستان زندگی من، هلن کلر
را روی دست دیگرم هجی کرد. » آب « که مایع خنک روی دستم می ریخت، کلمۀ
از آن زمان، حس کردم که از تاریکی و بی خبری بیرون آمده ام و رفته رفته همه
چیز را در روشنایی خاصی می بینم.
داستان زندگی من، هلن کلر
تعداد 21 فایل پاورپوینت در حالت به صورت فشرده در قالب winzipقابل دانلود می باشد.
58
معلم نگارش، این بار، با ظرفی پُر از میوه، وارد کلاس شد؛ سیب، پرتقال، کیوی،
نارنگی، موز و ... . دانش آموزان به احترام معلم از جا بلند شدند. آن ها وقتی ظرف میوه
را دیدند، خوش حال شدند و صدای پچ پچ در کلاس پیچید.
نگران نباشید، « : معلم ظرف میوه را روی میز گذاشت و با لحنی طنزآمیز گفت
». با هم می خوریم
دانش آموزان خندیدند. معلم میوه ها را بین گروه های دانش آموزان پخش کرد و
». میوه ای را که در اختیار دارید لمس کنید، ببویید و بچشید « : گفت
دانش آموزان مشغول شدند. معلم هم سیب سرخی را که در دست داشت بویید
و گاز زد.
چند دقیقه بعد، معلم از دانش آموزان خواست حس و حال خود را از لمس کردن،
بوییدن و چشیدن میوه ها بیان کنند. هر کدام از دانش آموزان حرفی زدند:
معلم نگارش، این بار، با ظرفی پُر از میوه، وارد کلاس شد؛ سیب، پرتقال، کیوی،
نارنگی، موز و ... . دانش آموزان به احترام معلم از جا بلند شدند. آن ها وقتی ظرف میوه
را دیدند، خوش حال شدند و صدای پچ پچ در کلاس پیچید.
نگران نباشید، « : معلم ظرف میوه را روی میز گذاشت و با لحنی طنزآمیز گفت
». با هم می خوریم
دانش آموزان خندیدند. معلم میوه ها را بین گروه های دانش آموزان پخش کرد و
». میوه ای را که در اختیار دارید لمس کنید، ببویید و بچشید « : گفت
دانش آموزان مشغول شدند. معلم هم سیب سرخی را که در دست داشت بویید
و گاز زد.
چند دقیقه بعد، معلم از دانش آموزان خواست حس و حال خود را از لمس کردن،
بوییدن و چشیدن میوه ها بیان کنند. هر کدام از دانش آموزان حرفی زدند: